بلک کلنزمن – BlacKkKlansman
سال ساخت: ۲۰۱۸
محصول: آمریکا
کارگردان: Spike Lee
اطلاعات بیشتر

بلکککلنزمن BlacKkKlansman 2018

«تند و زننده، هنری و دوست داشتنی»

این کلمات در پایان فیلم در ذهن شما پدیدار می‌شوند. قطعا هر کس سینمای هالیوود را دنبال کند، اسم اسپایک لی را شنیده‌است. کارگردانی بشدت انتقادی و متعصب که در هر فیلم خود سعی در گفتن مفهومی به مخاطب خود دارد و جدید‌ترین ساخته او نیز از این قاعده مستثنی نیست.

اما داستان فیلم: داستان واقعی افسر سیاه‌پوستی به نام “ران استال ورث” و نفوذ آن به سازمان “kkk” را نمایش می‌دهد.

به نظر من فیلم با همان جمله ابتدایی، حرف خود را به شکلی جامع بیان می‌کند و آن جمله این است: «این فیلم بر اساس یک داستان واقعی، یک مشت واقعیت کوفتی کثیف ساخته شده است.»

روند و داستان اصلی فیلم بحث نژادپرستانه است. این بحث سال‌ها است توسط کارگردانانی مثل استیو مک کوئین با فیلم “دوازده سال بردگی”، کوئنتین تارانتینو با فیلم “جانگوی آزاد شده” و… مورد بررسی و ساخت قرار می‌گیرد اما ساخته اسپایک لی نه داستان فرار یک برده است و نه خشونتی مثل فیلم تارانتینو دارد، بلکه سبک خود را (مانند به کار بردن کلمات زشت و نامناسب) در موضوع نژادپرستی به نمایش گذاشته‌است.

بهتر است از همین ابتدا به سراغ موضوع و بستر اصلی فیلم برویم: «نژادپرستی»

اسپایک لی به طور فوق‌العاده هنری و هوشمندانه این موضوع را به تصویر می‌کشد. از ابتدا با شخصیت ران استال ورث همراه می‌شویم که وارد اداره پلیس شده و پس از کش و قوس‌های فراوان وارد اولین ماموریت خود می‌شود. قطعا بسیار دردناک است که یک شخص به هم‌نوع و هم‌نژاد خود دروغ بگوید این همان کاری است که ران باید انجام دهد و وارد گروه سیاه پوستی به نام “پلنگ سیاه” شود که به خوبی از پس آن بر‌ می‌آید و همانجا نیز با دختری به نام “پاتریس” آشنا می‌شود که در ادامه فیلم بیشتر با او آشنا می‌شویم. در ماموریت اول با گروه “پلنگ سیاه” که گروهی از مخالفان و معترضان سیاه پوست همراه می‌شویم که به خوبی و خوشی برای ران تمام می‌شود. <ماموریت اول انجام شد>

اما ماموریت اصلی نفوذ به «KKK» است… در این ماموریت ران با کمک دوستان *سفید پوست* خود فیلیپ و جیمی ماموریت خود را آغاز می‌کنند. همیشه در طول فیلم شاهد تناقض‌هایی هستیم یکی از آن تناقض‌ها، تناقض بین شخصیت‌های اصلی یعنی ران و فیلیپ است. ران به عنوان یک سیاه پوست که باید به هم رنگ خود دروغ بگوید؛ و فیلیپ هم به عنوان یک یهودی که باید نقش یک ضد یهود و متنفر از یهودی‌ها را اجرا کند.

این از بحث اصلی که جنگ بین “پلنگ سیاه” و سازمان سفید پوستان با نام “KKK” است. اما این باز هم هنر اسپایک لی در کنار هم قرار‌دادن داستان را نشان می‌دهد و آن هم موضوع عشق است که بین کاراکتر‌ها به وجود می‌آورد.  عشق بین ران و پاتریس که به خوبی به این رابطه پرداخته شده‌است و تمام کشمکش‌های آن را مشاهده می‌کنیم.

از هنر کارگردان (اسپایک لی) گفتیم حالا برسیم به سطح بازیگری آن که به شدت مورد توجه مخاطبان قرار می‌گیرد: جان دیوید واشنگتن در نقش ران استال ورث. او نشان می‌دهد چرا فرزند دنزل واشنگتن است. دنزل واشنگتنی که در فیلم “فیلادلفیا” محصول سال ۱۹۹۳ که تام هنکس بزرگ به تمجدید از او پرداخت و حالا پسرش هم در این فیلم خوش درخشیده است.

آدام درایور در نقش فیلیپ زیمرمن که به جرئت می‌توان گفت تاثیر‌گذار و قوی نقش خود را اجرا کرده‌است (به شخصه با این نقش بیشتر توانستم ارتباط برقرار کنم و هماهنگ باشم).

لورا هریر در نقش پاتریس که او هم وظایف خود را به خوبی انجام داده‌است.

جاسپر پاکونن در نقش فیلکس کندریکسن شخصیت منفی فیلم که حتی اسپایک لی هم در مصاحبه‌ای از بازی او تمجید کرد.

یکی دیگر از رمز موفقیت فیلم شخصیت‌پردازی است که در همه جای فیلم خودنمایی می‌کند و تقریبا هر نوع شخصیت و هر نوع رابطه‌ای که در فیلم مشاهده می‌کنیم ویژگی‌ها و عواطف قابل لمس خود را دارد…

شاید حالا معنی کلمات اول نقد را بهتر متوجه شوید:

تند و زننده: به دلیل واضح‌بودن و بدون سانسور بودن کلمات نامناسب برای فهماندن فضا

هنری و دوست داشتنی: به دلیل خوش‌ساخت بودن و نشان‌دادن نژادپرستی این بار نه به عنوان شلاق و شکنجه بلکه با نیش و کنایه و حتی طنز اما تلخ.

کلام آخر اینکه بلک کلنزمن را می‌توان جزو بهترین آثار سال ۲۰۱۸ دانست بدون شک و:

این ها همه «بر اساس داستان واقعی، یک مشت واقعیت کوفتی» بود.

پوریا مدهنی

پخش ویدیو