(ماجرای نیمروز) رد خون – Trace Of Blood
سال ساخت: ۲۰۱۸
محصول: ایران
کارگردان: محمد حسین مهدویان
اطلاعات بیشتر

رد خون ۲۰۱۸ Trace Of Blood

“رد خون، یک روایت جا افتاده!”
محمدحسین مهدویان در سومین پروژه سینمایی خود در سومین سال و جشنواره متوالی این بار “ماجرای نیمروز ۲، رد خون” را روی پرده نقره ای برای ما به ارمغان آورده. پیشفرض ذهنی من این بود که احتمالا قرار است، مانند ماجرای نیمروز ۱ یک فیلم با ریتم تند و مانند لاتاری یک فیلم هول هولکی برای رسیدن به جشنواره ببینیم، که البته هر دو پیشفرض من غلط از آب در آمد. “ماجرای نیمروز ۲، رد خون” را از سه منظر مورد نقد و بررسی قرار می‌دهم. فنی، داستانی و سیاسی (تاریخی).
از لحاط فنی و تکنیکال، رد خون یک شاهکار به حساب می‌آید. در ردیف بهترین‌های سینمای ایران. فیلمی که ۱۲ میلیارد آب خورده تا بهترین باشد. در ژانر تاریخی جنگی، گریم، طراحی صحنه و لباس به شدت مهم است. آن قدر این سه عالی اجرا شده که فیلم را به شدت باورپذیر کرده و قطعا می‌تواند سیمرغ برایش به ارمغان بیاورد. جلوه‌ی ویژه میدانی سنگین و خطرناکی در این فیلم اجرا شده و البته به خوبی از آب درآمده. جلوه ویژه کامپیوتری آن نیز به خوبی به عنوان مکمل به روی جلوه ویژه میدانی آن نشسته. دوربین خاص محمدحسین مهدویان به همان اندازه که به روی لاتاری نمی‌نشست، به روی رد خون نشسته و زاویه دید جذابی برای مخاطب از آب درآورده. از طرف دیگر کارگردان توانسته با انتخاب بازیگران حرفه‌ای، از آنها بازی خوبی بگیرد. شخصیت‌ها به لطف ماجرای نیمروز ١ به خوبی شخصیت پردازی شده‌اند و این فرصت را به مهدویان می‌دهند تا در ماجرای نیمروز ۲ مانور بیشتری رو داستان برای مخاطب بدهد و به هنر روایت خویش بپردازد. به عقیده من رد خون می‌تواند ۵ بازیگر کاندید در چهار بخش بهترین بازیگر و مکمل مرد و زن داشته باشد: جواد عزتی و بهنوش طباطبایی برای بهترین بازیگر و هادی حجازی فر، محسن کیایی و هستی مهدوی برای نقش مکمل.
اما جدا از اینها من نقطه قوت فیلم را در داستان و فیلمنامه چفت و بست‌دار رد خون می‌بینم. این فیلم بر خلاف ۹۰ درصد فیلم‌های سینمای ایران، قصه دارد و بر روال معمول هر قصه، آغاز و پایان منسجمی دارد. تبریک می‌گویم به نویسندگان که توانستند بخت اصلی سیمرغ باشند. از آنجا که آنها این فیلم را از صرفا یک اثر تاریخی-سیاسی بودن نجات دادند!
اما می‌رسیم به نقد سیاسی تاریخی و به نکته‌ای مهم اشاره می‌کنم: حداکثر تلاش کارگردان برای یک روایت بی‌طرفانه!
این را از آغاز فیلم می‌توان فهمید آنجا که می‌نویسد در سال فلان مجاهدین خواسته یا ناخواسته به کمپ اشرف منتقل شدند. این مسئله در جای دیگر به اوج می‌رسد. آنجا که سیما می‌گوید: اون موقع که من رفتم جبهه این خط بندی‌ها نبود…
فیلم تیکه‌های تاریخی زیادی دارد. به طور مثال اشاره به اعدام‌های ۶۷، اشاره به قصد ورود سپاه به انتخابات مجلس سوم، اشاره به نقش هاشمی رفسنجانی در قبول قطعنامه و … که ازین حیث اثر تاریخی حائز اهمیتی است.

(🚫 خطر اسپویل داستان)

نکته تاریخی داستانی آخر اینکه در انتهای فیلم شخصیت صادق که خیلی سعید امامی طور شخصیت پردازی شده، تنها می‌ماند…

(🚫 پایان)

 

محمد حسین خادم الحسینی

درست مانند انتظار. فیلم مانند قسمت اولش در اکثر زمینه‌ها خوب عمل می‌کند. داستان‌گویی در این قسمت بیشتر خودش را نشان می‌‌دهد. صحنه‌های نبرد و اکشن افزایش‌یافته و پروژه طراحی صحنه و کارگردانی نسبت به قسمت اول گسترش‌یافته و کار را سخت کرده که البته کارگردان به خوبی از عهده این کار برآمده. بازی‌ها خوب است، البته شاید اگر جای محسن کیایی فرد دیگری انتخاب می‌شد بهتر بود. بعضی سکانس‌ها بخاطر شباهت به قسمت اول تکراری و خسته‌کننده به نظر می‌آید و آن خلاقانه‌بودن را از دست داده‌است. در کل فیلم در پیش‌بردن اهداف خود به خوبی عمل کرده و با یک اثر فوق‌العاده روبه‌رو هستیم.

نقاط قوت: فیلمنامه و فیلمبرداری و کارگردانی و بازی‌های مورد پسند
نقاط ضعف: طولانی بودن و تکراری بودن بعضی سکانس‌ها

 

محمد حسین شوشتری زاده